ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
143
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
رحمت الهى و پذيرش انعطاف با منفعل شدن طبيعت او و پاسخ دادن او به دوستى ورزيدن دوستان ، و گرامى داشتن همنشينان ، و شايستگى براى فيض توجهات حق در به دست آوردن بهترين صفات و اخبار خوب ، و تصوّر كردن لذّت و سود در به دست آوردن برادران و نيرومند ساختن جوارح و اعضا به كمك آنان ، و امّا منظور از ( كثافة ) كه روى آوردن برادران است امرى روشن است چون كثاف جز متراكم بودن اجزا و هجوم آنها معنايى ندارد و اين معنى در اينجا آشكار است ، اين بود توضيح مجازها در كلمات . امّا توضيح مجاز در ملازمه و تركيب چنين است : همان گونه كه درخت شاخه هايش انبوه و زياد و بزرگ مىشود و بر اثر زيادى برگها به هم مىپيچيد و اين زيادى برگها از رطوبت به دست آمده است كه موجب رشد و آمادگى روييدن مىشود ، همچنين آدمى بزرگ مىگردد و شاخه هايش قوى و برادران و ياوران و دوستانش زياد مىشود ، كه تمام آنها نشأت گرفته از فروتنى و تواضع و بزرگوارى و خوبى اخلاق نسبت به آنان مىباشد كه در گفتار و كلمهء امام ( ع ) از آن به « لين العود » نرمى چوب تعبير شده است تا آنجا كه به دو مىپيوندند چونان كه شاخه ها به درخت مىپيوندند و همانطور كه درخت با شاخه هاى فراوان بهم پيچيده اش بزرگ مىشود آدمى به وسيله دوستانش بزرگ مىگردد . و امّا درستى ملازمه امرى است روشن و به تجربه معلوم و مشخّص شده است و سر پرست توفيق خداست . كلمهء سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : بشّر مال النجيل بحادث او وارث . مال بخيل را به رويدادى از روزگار يا ميراث خوران بشارت ده . مىگويم : در اين جا گفتن بشارت مجاز است و از باب گفتن يكى از دو ضدّ بر ديگرى مىباشد . بخل طرف تفريط از دو صفت پستى است كه آن دو صفت دو طرف براى حدّ وسطى مىباشند كه بخشندگى است و آن را قبلا شناختى ، امّا علَّت حسد ورزى حكم نيروى واهمه است به اين كه در بخشيدن مال زيانى است كه به او مىرسد اين حكم سبب حركت شهوانى به گرد آورى مال مىشود پس ابزارها به سبب آن نيرو به جمع كردن و به دست آوردن مال حركت مىكند و گاهى در شدّت و ضعف بر حسب اختلاف آن ادراك در آن دو